محمد بن عبد الله بن عمر
207
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
وسيد ، عليه السلام ، هم در آن روز ، چاشتگاه وفات يافت . عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت : سيد ، عليه السلام ، سر بر كنار من نهاده بود ، وخويشى از آن من درآمد ومسواكى سبز داشت . وسيد ، عليه السلام ، در آن نگاه مىكرد . گفتم : يا رسول اللّه ، مگر اين مسواك مىخواهى ؟ گفت : بلى . من مسواك بستدم ودر دهان خود نرم كردم وسيد ، عليه السلام ، بستد ومسواك كرد وبينداخت . آنگاه ديدم كه قوّت از وى ساقط مىشد ، ودر كنار من گران مىگشت ، وچشمها از جاى خود برخاسته بود ومىگفت : بل الرّفيق الأعلى من الجنّة . ودر حال در كنار من ، روح بسپرد . عليه أفضل الصّلوات وأكمل التّحيّات ، ربّنا اغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النّار . ومن از ناداني سر پيغمبر ، عليه السلام ، بر زمين نهادم وپيش زنان رفتم ومىگريستم « 1 » . أبو هريره روايت كرد كه چون سيد ، عليه السلام ، وفات يافت ، منافقان در مسجد نشسته بودند وبا يكديگر مشورت مىكردند ، وعمر ، رضى اللّه عنه ، درآمد واز سخن منافقان تند شد وگفت : پيغمبر ، عليه السلام ، نمرده است ، اما به نزد حق رسيده است . وزود بازآيد ، همچنان كه موسى بن عمران رفت وبعد از چهل روز بازآمد . وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، خبر نداشت ، به در مسجد آمد . وچون عمر رضى اللّه عنه ، را ديد كه سخن با مردم مىگفت ، هيچ التفات نكرد وبه حجرهء عايشه ، رضى اللّه عنها ، رفت . وسيد ، عليه السلام ، را ديد كه در * گوشهء صفّه بخوابانيده بودند وبردى يمنى بر روى وى كشيده . أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، برفت وبرد باز كرد وبوسه بر روى وى داد وگفت : طعم مرگ كه حق تعالى بر تو نوشته بود ، بچشيدى ، واما عيش ابد بعد از اين تو را است . برد با روى وى كشيد وبه مسجد آمد . وعمر ، رضى اللّه عنه ، همچنان در سخن بود ، و [ أبو بكر ] گفت : آهسته باش . وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، به سخن درآمد وهمه روى باز وى كردند وعمر رها كردند . وأبو بكر ، رضى اللّه عنه ، به حمد وثناى حق تعالى درآمد ، وگفت : هر كه محمد را مىپرستيد ، بدانيد كه محمد بمرد ، وهر كه خداى محمد مىپرستيد ، بدانيد كه زنده است وهميشه خواهد بود . واين آيت فرو خواند : وَما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ « 2 » . يعنى محمد پيغمبرى بود همچون ديگر پيغمبران ، اگر بميرد يا أو را بكشند ، نبايد كه شما از دين اسلام برآييد .
--> ( 1 ) . اين حكايت وفات در سيره ، ص 1109 - 1113 ، آمده است . ( 2 ) . آل عمران 3 : 144 .